آیینه حجاب و عفاف
یک شنبه 20 فروردين 1391برچسب:, :: 12 قبل از ظهر :: نويسنده : مهین پناهی
باید برای فاطمه مشکی به تن کنیم باید زداغ او دل خود پرمحن کنیم باید که جان دهیم در این فاطمیه ها باید که یک دهه فقط از او سخن کنیم ای کاش بین سینه ی من تیر می کشید شاید که درک غصه ی قلب حسن کنیم از دست داده ایم مادر تازه جوانمان خرده مگیر گریه اگر مثل زن کنیم وقتی گریز روضه ی ما کربلایی است باید کمی اشاره به آن پیرهن کنیم در انتهای روضه ی زهرا نشسته ایم گریه برای آن پسر بی کفن کنیم شهادت مادرمون فاطمه زهرا(س)بر تمامی شیعیان تسلیت باد التماس دعا یک شنبه 20 فروردين 1391برچسب:, :: 12 قبل از ظهر :: نويسنده : مهین پناهی کاروان های راهیان نور آماده حرکت بودند که ما هم به بدرقه یکی از دوستان رفتیم که خانمی اونجا حرف جالبی زد که خوشا به حال مردان که توفیق شهادت دارند و ای کاش ما هم راهی به سوی شهادت پیدا می کردیم این حرفش برایم از یک طرف جالب بود ولی از طرفی منو به فکر فرو برد که آیا در این زمان واقعا چنین راهی برای زنان هست در راه فکرم مشغول این جمله بود که یاد واقعه ای افتادم که آنها هم راهی به سوی شهادت دارند شهادتی از جنس دخترانه ی دخترانه .
بانوان با سلاحی که دارند بزرگترین مدعیان آزادی را رسوا کردند .بله دوستان یاد مروه افتادم مروه نجیب مروه شربینی که در یکی از مهدهای آزادی به علت داشتن حجاب توسط یک جوان نژاد پرست در آلمان و در دادگاه مورد حمله ی وحشیانه متهم قرارگرفت و در برابر چشم قاضی و همسر و فرزند خردسالش با 18 ضربه چاقو در حالی که باردار بود به قتل رسید و به شهیده حجاب معروف شد. بله دوستان تا این زمان دقت نکرده بودم شهادتی در این زمان باشد که فقط خاص زنان باشد مال دختران. دخترانه ی دخترانه. یادم رفته بود که همین چادر بانوان ما که هر روز در مواجهه با غیر به سر می کنند شهادت ساز است. ![]() بله خواهرم از امروز به چادرت به گونه ای دیگر نگاه کن؛ و چادرت را مثل ایمان و عقیده ات حفظ کن.
یک شنبه 20 فروردين 1391برچسب:, :: 12 قبل از ظهر :: نويسنده : مهین پناهی خدایا , خطا از من است , میدانم
" ایاک نعبد " اما به دیگران دلسپرده ام
" ایاک نستعین " اما به دیگران تکیه کرده ام ...
یک شنبه 20 فروردين 1391برچسب:, :: 11 قبل از ظهر :: نويسنده : مهین پناهی استاد و فرهیخته برجسته دکتر رحیم پور ازغدی، از کسانی است که در عرصه حجاب و عفاف با مبانی اسلامی و عقلی سخنرانی کرده اند.این کلیپ قسمتی از مهمترین صحبتهای ایشان پیرامون پیامهای حجاب برای مردان و زنان جامعه می باشد.
یک شنبه 20 فروردين 1391برچسب:, :: 11 قبل از ظهر :: نويسنده : مهین پناهی سکوی سرخ ایام فاطمیه و شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) را تسلیت میگوییم
چاه داند که به من عمر چه سان میگذرد قصه کوتاه کنم ور نه سخن بسیار است و اما فاطمه . . . و باری دیگر گاه آن آمد تا در عزای دختر پاک نبی به سوگ بنشینیم و این سوگواری عجب اندوه بار و ملال آور است.
به راستی فاطمه که بود که پس از قرن ها این گونه شیعیانش در عزایش به ماتم نشسته اند. فاطمه کدامین اسطوره بود که اساطیر تاریخ از او به تحیر اوفتادند. آری فاطمه آن صبور زنی بود که در ثبت حماسه جاودان امامت واژه ایثار را عاشقانه به تسخیر در آورد و امروز چه دل ها که نه تنها در ماتم پهلوی شکسته اش بلکه در سوگ مظلومیتش، خونین است. سکوی سرخ ایام فاطمیه و شهادت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها ) را به محضر امام عصر ( عج ) و عموم مسلمانان جهان تسليت مي گويیم و از خداوند متعال ، توفيق پيمودن راه آن بزرگوار را مسئلت مي نمايیم . ای کاش بر آنچه سوخت مسمار نبود
التماس دعالعن الله قاتلیک یا فاطمة الزهراء اللهم العن الجبت و الطاغوت
یک شنبه 20 فروردين 1391برچسب:, :: 11 قبل از ظهر :: نويسنده : مهین پناهی گره گشایپیرمردی، مفلس و برگشته بخت روزگاری داشت ناهموار و سخت هم پسر، هم دخترش بیمار بود هم بلای فقر و هم تیمار بود این، دوا میخواستی، آن یک پزشک این، غذایش آه بودی، آن سرشک این، عسل میخواست، آن یک شوربا این، لحافش پاره بود، آن یک قبا روزها میرفت بر بازار و کوی نان طلب میکرد و میبرد آبروی دست بر هر خودپرستی میگشود تا پشیزی بر پشیزی میفزود هر امیری را، روان میشد ز پی تا مگر پیراهنی، بخشد به وی شب، بسوی خانه میمد زبون قالب از نیرو تهی، دل پر ز خون روز، سائل بود و شب بیمار دار روز از مردم، شب از خود شرمسار صبحگاهی رفت و از اهل کرم کس ندادش نه پشیز و نه درم از دری میرفت حیران بر دری رهنورد، اما نه پائی، نه سری ناشمرده، برزن و کوئی نماند دیگرش پای تکاپوئی نماند درهمی در دست و در دامن نداشت ساز و برگ خانه برگشتن نداشت رفت سوی آسیا هنگام شام گندمش بخشید دهقان یک دو جام زد گره در دامن آن گندم، فقیر شد روان و گفت کای حی قدیر گر تو پیش آری بفضل خویش دست برگشائی هر گره کایام بست چون کنم، یارب، در این فصل شتا من علیل و کودکانم ناشتا میخرید این گندم ار یک جای کس هم عسل زان میخریدم، هم عدس آن عدس، در شوربا میریختم وان عسل، با آب میآمیختم درد اگر باشد یکی، دارو یکی است جان فدای آنکه درد او یکی است بس گره بگشودهای، از هر قبیل این گره را نیز بگشا، ای جلیل این دعا میکرد و میپیمود راه ناگه افتادش به پیش پا، نگاه دید گفتارش فساد انگیخته وان گره بگشوده، گندم ریخته بانگ بر زد، کای خدای دادگر چون تو دانائی، نمیداند مگر سالها نرد خدائی باختی این گره را زان گره نشناختی این چه کار است، ای خدای شهر و ده فرقها بود این گره را زان گره چون نمیبیند، چو تو بینندهای کاین گره را برگشاید، بندهای تا که بر دست تو دادم کار را ناشتا بگذاشتی بیمار را هر چه در غربال دیدی، بیختی هم عسل، هم شوربا را ریختی من ترا کی گفتم، ای یار عزیز کاین گره بگشای و گندم را بریز ابلهی کردم که گفتم، ای خدای گر توانی این گره را برگشای آن گره را چون نیارستی گشود این گره بگشودنت، دیگر چه بود من خداوندی ندیدم زین نمط یک گره بگشودی و آنهم غلط الغرض، برگشت مسکین دردناک تا مگر برچیند آن گندم ز خاک چون برای جستجو خم کرد سر دید افتاده یکی همیان زر سجده کرد و گفت کای رب ودود من چه دانستم ترا حکمت چه بود هر بلائی کز تو آید، رحمتی است هر که را فقری دهی، آن دولتی است تو بسی زاندیشه برتر بودهای هر چه فرمان است، خود فرمودهای زان بتاریکی گذاری بنده را تا ببیند آن رخ تابنده را تیشه، زان بر هر رگ و بندم زنند تا که با لطف تو، پیوندم زنند گر کسی را از تو دردی شد نصیب هم، سرانجامش تو گردیدی طبیب هر که مسکین و پریشان تو بود خود نمیدانست و مهمان تو بود رزق زان معنی ندادندم خسان تا ترا دانم پناه بیکسان ناتوانی زان دهی بر تندرست تا بداند کآنچه دارد زان تست زان به درها بردی این درویش را تا که بشناسد خدای خویش را اندرین پستی، قضایم زان فکند تا تو را جویم، تو را خوانم بلند من به مردم داشتم روی نیاز گرچه روز و شب در حق بود باز من بسی دیدم خداوندان مال تو کریمی، ای خدای ذوالجلال بر در دونان، چو افتادم ز پای هم تو دستم را گرفتی، ای خدای گندمم را ریختی، تا زر دهی رشتهام بردی، تا که گوهر دهی در تو، پروین، نیست فکر و عقل و هوش ورنه دیگ حق نمیافتد ز جوش یک شنبه 20 فروردين 1391برچسب:, :: 10 قبل از ظهر :: نويسنده : مهین پناهی دختران مسلمان تركيه براي برداشتن حجاب گريه مي كنند بعضي از دختران ايران اسلامي براي داشتن حجاب گريه مي كنند ترفند زنان مسلمان تركيه براي محجبه بودن
اصل گرايش به زيبايي و زيبا سازي و زيبا دوستي, يك چيز فطري است.البته اين شايد با مقوله ي نو گرايي مقداري تفاوت بكند , نو گرايي چيز عامتري است.اين مساله آرايش و لباس و اين چيزها مقوله خاصي است كه انسان, به خصوص جوان از زيبايي و زيباسازي خوشش مي آيد و دلش مي خواهد كه خودش هم زيبا باشد و اين عيبي هم ندارد , يك چيز طبيعي و قهري است در اسلام هم منع نشده است. آن چيزي كه منع شده فتنه و فساد است. اين زيبايي و زيباسازي بايستي موجب اين نشود كه در جامعه انحطاط و فساد به وجود بيايد, يعني ابتذال اخلاقي نبايد به وجود بيايد . چگونه؟ راههايش مشخص است. اگر ارتباط بي قيد و شرط و بي بندوباري در روابط زن و مرد وجود داشته باشد اين موجب فساد خواهد شد. اگر به صورت افراطي به شكل مد پرستي در بيايد اين به فساد خواهد انجاميد. اگر اين مقوله ي زيباسازي و رسيدن به سر و وضع و لباس و امثال اين ها مشغله ي اصلي زندگي شود انحراف و انحطاط است. سه شنبه 19 فروردين 1391برچسب:, :: 11 قبل از ظهر :: نويسنده : مهین پناهی
وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم آرامش را حس کردم.
وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم هر روز در خودم تعمق کردم. این مقدمه دوست داشتن خود است.
وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم از تنها بودن خوشم آمد، در خلوت سکوت محاصره شدم و شگفت زده به فضای درون وجودم گوش کردم.
وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم از طریق گوش کردن به ندای وجدانم، خودم رئیس خودم شدم. این طوری خدا با من صحبت می کند، این ندای درونی من است.
وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم خودم را بی جهت خسته نمی کردم.
وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم در خود حضور یک احساس معنوی را حس کردم که مرا هدایت می کند، سپس یاد گرفتم که به این نیروی معنوی اطمینان کنم و با آن زندگی کنم.
وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم دیگر آرزو نداشتم که زندگی ام طور دیگری باشد. به این نتیجه رسیدم که زندگی فعلی برای سیر تکاملی ام مناسب ترین است.
وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم دیگر احتیاجی نداشتم که به وسیله چیزها یا مردم احساس امنیت کنم.
وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم آن قسمت از وجودم یا روحم که همیشه تشنه توجه بود، ارضا شد و این شروعی برای پیدایش آرامش درون بود. این جا بود که توانستم شفاف تر ببینم.
وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم فهمیدم که در مکان درست و زمان درستی قرار دارم، سپس راحت شدم.
وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم برای خودم رختخواب پر قو خریدم.
وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم خصوصیتی را که می گفت همیشه باید ایده آل باشم ترک کردم، آن دیو لذت کش را.
وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم بیشتر به خودم احترام گذاشتم.
وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم تمام احساساتم را حس کردم. آنها را بررسی نکردم، بلکه واقعاً حس کردم.
وقتی خودم را به قدر کافی دوست داشتم فهمیدم که ذهن من می تواند مرا آزار دهد، یا گول بزند، ولی اگر از آن در راه قلب و درونم استفاده کنم، می تواند ابزار بسیار سودمندی باشد. یک شنبه 1 فروردين 1391برچسب:, :: 11 قبل از ظهر :: نويسنده : مهین پناهی سلام عیدتون مبارک انشاالله سال خوبی داشته باشید. یک شنبه 22 بهمن 1390برچسب:, :: 8 قبل از ظهر :: نويسنده : مهین پناهی دختران و زنان ایران در 22 بهمن با حجاب و عفاف می آیند
و با حجاب خود از حریم ولایت دفاع می کنند
تا در سالروز ولادت پیامبر نور و رحمت جهادی عظیم برپا کنند
برای دیدن در سایز اصلی روی تصاویر کلیک کنید
طبقه بندی: چند رسانه ای(تصاویر، کلیپ)، برچسب ها: حجاب جهاد در حمایت از حریم ولایت، حمایت از حریم ولایت، حجاب جهاد در حمایت از حریم ولایت، حریم ولایت، حجاب جهاد در حمایت از ولایت، حجاب و عفاف، 22 بهمن با حجاب و عفاف، 22 بهمن، ولادت پیامبر نور و رحمت، راهپیمایی 22 بهمن، وبلاگ حجاب و عفاف، efaf، دو شنبه 10 بهمن 1390برچسب:, :: 11 بعد از ظهر :: نويسنده : مهین پناهی
حضرت موسي بن جعفر عليه السلام از پدران گراميش از حضرت اميرالمؤمنين علي عليه السلام نقل فرمود که: دو شنبه 10 بهمن 1390برچسب:, :: 9 بعد از ظهر :: نويسنده : مهین پناهی فاطمه، یعنی سلام خدا
فاطمه، آن بانوی بزرگی است که چلچله ها به تمنّای پاسخش، آمدن بهار را نوید می دهند. او که مهربانی را نثارمان می کند. همو که لاله ها در دشت مهربانی، از عشقش شور زندگی می گیرند. فاطمه، کوثر خدا و همتای علی است و واژه وفا با نام او معنی می یابد. فاطمه، آن پیغام وصلی است که کبوتران به باغ های روشن می برند. فاطمه، خورشید رسالت و قمر ولایت است. چشمه طهارتی است که جمال را معنا می کند و جلال را تفسیر. فاطمه، یعنی آفتاب از پسِ ابرهای سفید در آسمان آبی. فاطمه، یعنی عشق، یعنی مهر، یعنی زمزمه عشق در محراب مناجات. فاطمه، یعنی نگاه جست وجوگر در بقیع، یعنی نگاه آسمانی... فاطمه، یعنی سلام خدا.
دو شنبه 10 بهمن 1390برچسب:, :: 9 بعد از ظهر :: نويسنده : مهین پناهی پوشش و عفاف حضرت فاطمه(س) مقدمه الگوی عفاف حضرت فاطمه ( سلام الله علیها ) درمسأله پوشش و روابط مرد و زن در اسلام کیست که از نظر الگوئی برتر از حضرت فاطمه – سلام الله علیها – باشد؟ آنچه که او عمل کرد و موضع گرفت حجتی است برای همه زنان در جامعه اسلامی، باید سعی بر این باشد از حضرت فاطمه – سلام الله علیها – عقب نمانند و هم در مواردی از او جلو نزنند. حضرت فاطمه – سلام الله علیها – یک میزان و محک است، یک معیار و وسیله سنجش است. دامنه ستر و عفاف دامنه عفاف او بمیزانی است که حتی از فردی کور ونابینا حجاب می کند، ابن مکتوم بهمراه پیامبر بر حضرت فاطمه – سلام الله علیها – وارد شد. حضرت فاطمه – سلام الله علیها – خود را مستور کرد وکنار آنان آمد. دخترم او کور است و ترا نمی بیند چرا حجاب کردی؟ عرض کرد: همانگونه که می ببینید حضرت فاطمه – سلام الله علیها – از جهت عفاف در کمال اوج است و زن مسلمان اگر بانویی چون حضرت فاطمه – سلام الله علیها – دارد باید از او تبعیت کند نه دیگران دو شنبه 10 بهمن 1390برچسب:, :: 9 بعد از ظهر :: نويسنده : مهین پناهی در خصوص عفاف و حجاب حضرت زهرا (س) بسیار سخن گفته شده است. روایات فراوانی دلالت بر اهمیّت آن بانوی بزرگوار نسبت به حفظ عفت و حجاب دارد. یکی از آن روایات که هم توسط علمای شیعه و هم توسط اهل سنت نقل شده است، این است که بعد از رحلت حضرت ختمی مرتبت قرار شد حضرت زهرا به مسجد بروند و خطبه بخوانند. نقل کردهاند که آن حضرت مقنعه سر کرد و علاوه بر آن، چادر سرتا سری پوشید. به اندازهای که روی پاهای ایشان هم چادر بود. سپس آرام آرام راه میرفت که مبادا چادر عقب نرود. در میان زنها راه میرفت که چشم نامحرم به ایشان نیفتد. آمد داخل مسجد و به مجرد ورود ایشان به مسجد، بین قسمت زنانه و مردانه مسجد پرده کشیدند و حضرت زهرا پشت پرده در میان زنها بودند و مردها آن طرف پرده و خطبهای ایراد کردند که این خطبه یکی از افتخارات ما شیعیان است.
چهار شنبه 8 بهمن 1390برچسب:, :: 9 بعد از ظهر :: نويسنده : مهین پناهی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، بارها و بارها فاطمه (علیها السلام) را ستود و از او تجلیل نمود. در مواقع بسیاری میفرمود: "پدرش به فدایش باد" و گاه خم میشد و دست او را میبوسید. به هنگام سفر از آخرین کسی که خداحافظی مینمود، فاطمه (علیها السلام) بود و به هنگام بازگشت به اولین محلی که وارد میشد، خانه او بود. عامه محدثین و مسلمانان از هر مذهب و با هر عقیدهای، این کلام را نقل نمودهاند که حضرت رسول میفرمود: "فاطمه پاره تن من است هر کس او را بیازارد مرا آزرده است." از طرفی دیگر، قرآن کریم پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را از هر سخنی که منشأ آن هوای نفسانی باشد، بدور دانسته و صراحتاً بیان میدارد که هر چه پیامبر میفرماید، سخن وحی است. پس میتوان دریافت که این همه تجلیل و ستایش از فاطمه (علیها السلام)، علتی ماورای روابط عاطفی مابین پدر و فرزند دارد. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نیز خود به این مطلب اشاره میفرمود. گاه در جواب خردهگیران، لب به سخن میگشود که خداوند مرا به این کار امر نموده و یا میفرمود: "من بوی بهشت را از او استشمام میکنم." اما اگر از زوایای دیگر به بحث بنگریم و حدیث نبوی را در کنار آیات شریفه قرآن کریم قرار دهیم، مشاهده مینماییم قرآن کریم عقوبت کسانی که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را اذیت نمایند، عذابی دردناک ذکر میکند. و یا میفرماید کسانی که خدا و رسول را اذیت نمایند، خدا آنان را در دنیا از رحمت خویش دور میدارد و برای آنان عذابی خوار کننده آماده مینماید. پس به نیکی مشخص میشود که رضا و خشنودی فاطمه (علیها السلام)، رضا و خشنودی خداوند است و غضب او نیز باعث غضب خداست. به بیانی دقیقتر، او مظهر رضا و غضب الهی است. چرا که نمیتوان فرض نمود، شخصی عملی را انجام دهد و بدان وسیله فاطمه (علیها السلام) را بیازارد و موجب آزردگی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) گردد و بدین سبب مستوجب عقوبت الهی شود، اما خداوند از آن شخص راضی و به عمل او خشنود باشد و در عین رضایت، او را مورد عقوبتی سنگین قرار دهد. نکتهای دیگر که از قرار دادن این حدیث در کنار آیات قرآن کریم بدست میآید، آنست که رضای فاطمه (علیها السلام)، تنها در مسیر حق بدست میآید و غضب او فقط در انحراف از حق و عدول از اوامر الهی حاصل میشود و در این امر حتی ذرهای تمایلات نفسانی و یا انگیزههای احساسی مؤثر نیست. چرا که از مقام عدل الهی، بدور است شخصی را به خاطر غضب دیگری که برخواسته از تمایل نفسانی و یا عوامل احساسی مؤثر بر اراده اوست، عقوبت نماید.
چهار شنبه 7 بهمن 1390برچسب:, :: 5 بعد از ظهر :: نويسنده : مهین پناهی از فاطمه (علیها السلام) سخنان فراوانی بر جای مانده، که پارهای از آنان مستقیماً از او نقل شده است و به نیکی میتوان گوشهای از علو مقام و ژرفای علم و معرفت او را در این کلمات دریافت و پارهای دیگر نیز بواسطه او، از وجود پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت گشته است که به نوبه خود بیانگر ارتباط نزدیک او با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) و عمق درک و فهم فاطمه (علیها السلام) میباشد. در این مجال، جهت رعایت اختصار تنها به دو مورد از کلماتی که مستقیماً از فاطمه (علیها السلام) نقل شده اشاره مینماییم: 1- قال مولاتنا فاطمة الزهرا (علیها السلام): "من اصعد الی الله خالص عبادته، اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته" فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمود: "هر کس عبادت خالص خود را به سوی پروردگار بالا بفرستد، خداوند برترین مصلحت خود را به سوی او میفرستد." 2- قال مولاتنا فاطمة الزهرا (علیها السلام) فی قسم من خطبة الفدکیة: "فجعل الله الایمان تطهیراً لکم من الشرک، و الصلوه تنزیها لکم عن الکبر، و الزکاه تزکیه للنفس و نماًء فی الرزق، و الصیام تثبیتاً للإ خلاص، و الحج تشییداً للدین، و العدل تنسیقاً للقلوب، و طاعتنا نظاماً للملة، و اما متنا اماناً من الفرقه، و الجهاد عزا للإسلام، و الصبر معونة علی استیجاب الأجر، و الأمر بالمعروف مصلحة للعامه، و بر الوالدین وقایه من السخط، وصلة الأرحام منماة للعدد، و القصاص حصناً للدماء، و الوفاء بالندر تعریضاً للمغفره، و توفیة المکائیل و الموازین تغییراً للبخس، و النهی عن شرب الخمر تنزیهاً عن الرجس، و اجتناب القذف حجاباً عن اللعنة، و ترک السرقة ایجاباً للعفة، و حرم الله الشرک اخلاصاً له بالربوبیه، فاتقوا الله حق تقاته و لا تموتن الا و انتم مسلمون و اطیعو الله فیما امرکم به و نهاکم عنه فانه" انما یخشی الله من عباده العلماء." فاطمه زهرا (علیها السلام) در قسمتی از خطبه فدکیه میفرمایند: "پس خداوند ایمان را موجب پاکی شما از شرک، نماز را موجب تنزیه و پاکی شما از (آلودگی) تکبر، زکات را باعث تزکیه و طهارت روح و روان و رشد و فزونی در روزی، روزه را موجب پایداری اخلاص، حج را باعث استواری دین، دادگری و عدل را موجب انسجام و تقویت دلها، اطاعت و پیروی از ما را باعث نظم و آسایش ملت، رهبری و پیشوایی ما را موجب امان از جدایی و تفرقه، جهاد را موجب عزت و شکوه اسلام، صبر و پایداری را کمکی بر استحقاق و شایستگی پاداش، امر به معروف را به مصلحت عامه مردم، نیکی به پدر و مادر را سپری از خشم پروردگار، پیوند و پیوستگی با ارحام و خویشاوندان را موجب کثرت جمعیت، قصاص را موجب جلوگیری از خونریزیها، وفا به نذر را موجب قرار گرفتن در معرض آمرزش، پرهیز از کم فروشی را موجب عدم زیان و ورشکستگی، نهی از آشامیدن شراب را به خاطر پاک بودن از پلیدی، دوری جستن از قذف (تهمت ناروای جنسی) را انگیزهای برای جلوگیری از لعن و نفرین، پرهیز از دزدی را موجب حفظ عفت و پاکدامنی قرار داد و خداوند شرک ورزیدن نسبت به خود را از آن جهت حرام فرمود که بندگان در بندگی خود نسبت به ربوبیت او اخلاص پیشه کنند، پس "از خداوند بدان گونه که شایسته است پرهیز داشته باشید و تقوا پیشه کنید و جز درحال مسلمانی از دنیا نروید." و خدا را در آنچه که شما را بدان امر میکند و آنچه که نهی میکند فرمان برداری کنید. زیرا "تنها بندگان دانا از خداوند خوف و ترس دارند."
چهار شنبه 25 آبان 1390برچسب:, :: 9 بعد از ظهر :: نويسنده : مهین پناهی
امشب شب اربعین مصباح هداست/ دل یاد حسین بن علی شیر خداستپروانه به گرد شمع حق پر زد و سوخت/ امشب شب یاد عشقیاء و شهداست ———————–نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روزدانشآموزان عالم را همه دانا کندابتدا قانون آزادی نویسد بر زمینبعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند———————–کاش بودیم آن زمان کاری کنیماز تو و طفلان تو یاری کنیمکاش ما هم کربلایی می شدیمدر رکاب تو فدایی می شدیم———————–عالم همه قطره و دریاست حسین ، خوبان همه بنده و مولاست حسین ، ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش ، از بس که کَرَم دارد و آقاست حسین———————–السلام علیک یا ابا عبدالله …پرسیدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟ آهی کشیدوگفت:که ماه محرم است.گفتم: که چیست محرم؟باناله گفت:ماه عزای اشرف اولادآدم است———————–السلام علیکم یااباصالح المهدى (عج)السلام علیک یاامین الله فى ارض وحجته على عباده(یاصاحب الزمان آجرک الله)اربعین حسینی بر شما وعاشقان حسین تسلیت عرض مینمایم)———————–نام من سرباز کوی عترت است ، دوره آموزشی ام هیئت است . پــادگــانم چــادری شــد وصــله دار ، سر درش عکس علی با ذوالفقار . ارتش حیــدر محــل خدمتم ، بهر جانبازی پی هر فرصتم . نقش سردوشی من یا فاطمه است ، قمقمه ام پر ز آب علقمه است . رنــگ پیراهــن نه رنــگ خاکــی است ، زینب آن را دوخته پس مشکی است . اسـم رمز حمله ام یاس علــی ، افسر مافوقم عباس علی (ع)———————–محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است———————–اردوی محرم به دلم خیمه به پا کرددل را حرم و بارگه خون خدا کردحسین میا به کوفه ، کوفه وفا ندارد …———————–ای به دل بسته ، قدری آهستهکن مدارا با ، زینب خسته ...یا حسین مظلوم …———————–یه جائیه تو دنیا همه براش می میرنتموم حاجتا رو همه از می گیرنبین دو نهر آبه ، یه سرزمین خشکهشمیم باغ و لاله اش خوشبو ز عط مُشکهشبای جمعه زهرا زائر این زمینهسینه زن حسینه ، یل ام البنینه …———————–السلام ای وادی کرببلاالسلام ای سرزمین پر بلاالسلام ای جلوه گاه ذوالمننالسلام ای کشته های بی کفن———————–آبروی حسین به کهکشان می ارزد ، یک موی حسین بر دو جهان می ارزد ، گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست ، گفتا که حسین بیش از آن می ارزد آخرین مطالب پیوندهای روزانه پيوندها
نويسندگان
|
||||||||||||||||
![]() |